X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی



به اطلاع اعضا ومراجعین محترم کتابخانه های عمومی میرساند هشتمین جشنواره رضوی درسه بخش کودک ونوجوان وبزرگسال آغاز گردیده است علاقمندان جهت شرکت ودریافت منابع به کتابخانه مراجعه نمایند وهمچنین برای شرکت دربخش الکترونیکی به لینک ذیل مراجعه فرمایند:

http://iranpl.ir/news/10796/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C




عنوان:تسلی بخشی های فلسفه

نویسنده: آلن دوباتن

ترجمه عرفان ثابتی

نشر ققنونس


خلاصه کتاب:

کتاب درشش بخش به معرفی فیلسوفان مطرح جهان و بیان نظرات و دیدگاههایشان درخصوص مسائل ومشکلات زندگی پرداخته است و درکل خواسته بدین نحو شناختی کلی وجامع از این اندیشمندان ارائه دهد

سقراط-سنکا-اپیکور-مونتنی-شوپنهاور  ونیچه فلاسفه ای هستند که دراین کتاب معرفی میگردند

ودر هر مبحثی یک موضوع محور قرار گرفته مثلا در خصوص معرفی سقراط به بررسی مشکل مواجهه باعدم محبوبیت پرداخته ودرمورد سنکا به مواجهه با کم پولی-اپیکور به مواجهه با ناکامی و مونتنی به ناتوانی ونابسندگی وشوپنهاور به قلب شکسته ونیچه به مواجهه با سختی ها

کتاب دارای کتابنامه هم می باشد

تحلیل کتاب:

آلن دوباتن این کتاب را شاید به تقلید از دنیای سوفی یوستین گاردر تالیف کرده باشد کتابی که چند فیلسوف را معرفی کرده ودیدگاههایشان را درمورد مواجهه با مشکلات زندگی بیان میکند .زبان کتاب بسیار هوشمندانه وسهل طوریکه هیچ نشانی از اصطلاحات سخت  فلسفی دیده نمیشد وهر خواننده ای با هر سطح سوادی می توانست آن را درک کند

ترجمه روان و سلیس هم به درک بهتر کتاب منجر شده بود

شرحی اززندگی هر فیلسوف معرفی شده می تواند خواننده را به مطالعه آثار بیشتر این اندیشمندان ترغیب کند

دیدگاههای مونتنی درباره سختی کتابها و خوانندگان بسیار جذاب و خوشایند بود که او چه تعریفی از افراد باهوش داشت و در نهایت اعتقاد داشت که آدمی نباید نشخوار کننده عقاید دیگران باشد وباید خود مستقل بیندیشد

"می دانیم چه بگوییم ،"کیکرو این راگفته " "این به نظر افلاطو.ن اخلاقی است"،این ها دقیقا کلمات ارسطو هستند" ولی خودمان چه چیزی برای گفتن داریم؟ارزشیابی ها وداوری های خودمان چیست؟ ما درچه کاری هستیم؟ طوطی هم می تواند به خوبی ما صحبت کند

وعقاید شوپنهاور درخصوص عشق

" دوفرد جوان ازدو جنس مخالف در اولین ملاقات خود با جدیت نا خود آگاهانه عمیقی به یکدیگر توجه میکنند.دراین کار چیز منحصر به فردی وجود دارد،نگاه جستجوگر ونافذی که به یکدیگر می اندازند واین که تمام ویژگی ها واعضای یکدیگر را به طور دقیق وارسی می کنند.این بررسی وآزمایش ،تامل وتفکر نوع نابغه (انسان) درباره فردی است که از این دونفر به وجود می آید"


شوپنهاور از می می خواهد که ازاین بیچارگی تعجب نکنیم .ما نباید در یک زوج یا والد ،دنبال دلیلی بر سرزنده بودن باشیم


ونیچه آخرین فیلسوفی که معرفی میکند با ظاهری محجوب وسبیلهایی آویزان که خوشبختی آدمی را درمواجهه با دردهای عظیم می پندارد:

"درحق انسان هایی که دوستشان دارم ،آرزوی رنجوری،پریشانی، بیماری،بدرفتاری وآزردگی می کنم ،آرزو میکنم که آن ها با خود خوار شماری ژرف  عذاب بی اعتمادی به خود وبدبختی شکست خوردگان نا آشنا نمانند.

نیچه اعتقاد داشته که دردهای عظیم روحهایی بزرگ را میسازند


پشت جلد کتاب ضمن معرفی مختصر محتوای کتاب آمده است:"تسلی بخشی های فلسفه یکی از آخرین آثار آلن دوباتن است که که تاکنون بیش از دویست هزار نسخه ازآن در سراسر جهان به فروش رفته است


کتابی که ارزش خواندن دارد وبرای همه کسانی که می خواهند اندک آشنایی با بزرگان فلسفه وتوصیه هایی برای زندگی بهتر داشته باشند توصیه می شود





عنوان:قلک رویاها

نوشته یاشیکو اوچیدا


برگردان شهلا طهماسبی



درباره نویسنده :چیزی یافته نشد واحتمالا نویسنده کم کاری بوده است


معرفی کتاب: قصه اززبان دختری یازده ساله بنام رینکو روایت می شود

رینکو دختری نوجوان  با دو برادر و پدر ومادرش در ایالت کالیفرنیا زندگی می کند و ماجرا ازآن جا آغاز می شود که قرار است خاله واکا ، خواهر کوچکتر مادرش  ازتوکیو به دیدارشان بیاید

پدر آرایشگر است اما رویای افتتاح تعمیر گاه ماشین رادارد، مادر از ژاپن برای ازدواج  باپدر راوی به آمریکا آمده و اکنون با کارکردن درخانه های مردم سعی می کند باری ازدوش خانه بردارد ، برادر بزرگترش کال که دوست پدر او را کالیفرنیا نامگذاری نموده دانشجوست و برادر کوچکترش جوجی ع پسری چاق و بامزه با یک سگ


ورود خاله واکا و اطلاع از عقاید و باورهای ژاپنی او ، باعث میشود رینکو وخانواده اش بار دیگر اعتماد بنفس شرقی خود را بازیافته وباتلاشی افزون بر احقاق حق خود ازجامعه آمریکا اقدام نمایند

فداکاریهای دوستان و همسایگان باعث میگردد کال که قصد انصراف از دانشگاه رادارد دوباره به ادامه تحصیل بپردازد و پدر تعمیر گاهش را راه اندازی کرده و مادر ازکار درخانه های مردم  منصرف شده و یک لباسشویی درخانه راه اندازی کند که با کار شکنی هایی هم همراه است اما با عتماد به نفس بازیافته ، خانواده موفق می شود موانع را پشت سر بگذارد


نظر بنده:

جلد کتاب برایم جالب بود تلاشی که نشر مهر در باحجاب نمودن ناشیانه تصاویر روی جلد نشان داده بود

کشتی بزرگ که پس زمینه تصویر اصلی است با  تصویر برجسته رینکو و خاله واکا پشت سرش که ازکشتی پیاده می شود


کتاب قصه ای ساده و صمیمی و بی پیرایه از احساسات و زندگی دختری ژاپنی است که به  غصه آشنای غربت  وعدم مقبولیت اجتماعی ازسوی ساکنان سرزمین اصلی مهاجر می پردازد به تحقیرها و توهین های موجود درمدرسه و بازار و ...که باعث شده نسل دوم مهاجران نسبت به فرهنگ بومی خود احساس حقارت ونفرت داشته باشند و حتی نسل اول که مادر رینکو لباسها و عکسها و خاطرات خود را درچمدانی درزیرزمین محبوس نموده است

البته همه ساکنان هم مثل هم نیستند مثل خانم همسایه که همواره یاریگر این خانواده است

تلاش سخت خانواده برای تامین مایحتاج زندگی با روحیه شکست ناپذیر شرقی در تمام قسمتهای داستان مشهود است


کتاب خوبی بود وبخصوص صحنه پردازیها و بیان احساسات صادقانه رینکو که خواننده را به همذات پنداری واردار میکرد


گزیده متن" اما او(پدر) روبه خاله واکا کرد وگفت:"واکا قبل ا ز شروع  باید بگویم که این فکر را مدیون توهستم ،تو باعث شدی که من شجاعت رو به رو شدن با ویلبر استار را پیدا کنم واز حق خودم دفاع کنم .متوجه شوم که قدرت تحقق بخشیدن به رویاهایم را دارم ومی توانم شخصیت واقعی خودم را پیدا کنم"


کتاب برای رده سنی نوجوانان نوشته شده ومثل همه کتابهای این دوره سنی پر ازالهام وانگیزه وجوشش وهیجان است


از همکار خوبمان  آقای متوسلیان بابت معرفی کتاب کمال تشکر رو دارم


عنوان:35 کیلو امیدواری(95 پوند امید)

نوشته:آنا گاوالدا

ترجمه:آتوسا صالحی


درباره نویسنده:


آنا گاوالدا از معروف‌ترین چهره‌های امروز رمان‌نویسی در فرانسه است. او در یک خانواده از طبقه بالا و در حومه‌ی پاریس متولد شده است. در مدتی که به عنوان معلم دبیرستان مشغول به کار بود اولین مجموعه داستان کوتاه خود را به چاپ رساند که با استقبال منتقدان روبرو شد و همچنین یک موفقیت تجاری به شمار می‌رود. این مجموعه داستان با عنوان دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، پس از فروش چشمگیر در فرانسه، به زبان‌های زیادی ترجمه شد و شهرت جهانی را برای این نویسنده جوان به ارمغان آورد.

رمان کوتاه من او را دوست داشتم، با الهام از زندگی شخصی او و شکست در زندگی مشترکش نوشته شده است. این کتاب نیز همانند اثر قبلی به فروش قابل توجهی دست پیدا کرد، به زبان‌های مختلفی ترجمه شد و زنان بسیار زیادی در سراسر دنیا با این کتاب گریستند. رمان کوتاه ۹۵ پوند امید به‌فاصله کمی بعد از کتاب قبلی منتشر شد و گاوالدا این کتاب را برای آن دسته از دانش‌آموزانش نوشته است که قوه‌ِ یادگیری کمتری در مدرسه داشتند ولی در واقع انسان‌های فوق‌العاده‌ای بودند. موفقیت بزرگ بعدی این نویسنده با انتشار کتاب گریز دلپذیر رقم خورد. همانند کتب قبلی آمار فروش این کتاب در دنیا بسیار بالا گزارش شده است.

موفقیت آنا گاوالدا در زمینه‌ی رمان‌نویسی سیر صعودی متناوبی داشته است و مخاطب اصلی او عموماً بانوان از طبقه‌های مختلف اجتماعی هستند. طرفداران گاوالدا معتقدند شخصیت‌های کتاب‌های او بسیار به انسان‌های واقعی در زندگی نزدیک هستند و درگیر موضوعاتی مشابه با دغدغه‌های روزانه، احساسی و اجتماعی خودشان هستند. این موضوع باعث انتقال حس هم‌ذات پنداری قوی به مخاطب می‌شود.

وی هم‌اکنون با دو فرزند خود در نزدیکی پاریس زندگی می‌کند و علاوه بر رمان نوشتن، در تحریریه مجله ال (Elle) نیز مشارکت دارد. کتاب‌های دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، من او را دوست داشتم و گریز دلپذیر توسط انتشارات مختلفی در ایران به انتشار رسیده‌اند و مخاطبان زیادی هم پیدا کرده‌اند.


معرفی کتاب:

عنوان جذاب کتاب درباره امید آنهم با معیار متر جذاب بوده وهر خواننده ای را جذب خواهد کرد ، کتاب درحجمی بسیار کم وباقطع خشتی توسط انتشارات افق به چاپ رسیده ااست

موضوع آن مربوط به زندگی نوجوانیست که از دوران مدرسه وارتباطات خانوادگی و برخوردها ونظریاتش درباره زندگی وآموزش ومعلمانش نوشته شده است، کودکی که مشتاق ساختن واختراع است وهیچ علاقه ای به یادگیری دروس رسمی ندارد 

معلم کلاس دومش بنا به اظهار خود نویسنده نقش مهمی درزندگی او داشته واورا درمسیر درستی قرار می دهد 

تحلیل بنده:روانشناسان هوش را با تقسیم بندی های متفاوت مورد سنجش قرار داده اند وهریک بنابه نظریه خویش تعریف متفاوتی را ازهوش ارائه میدهد :انواع هوش


صرف اینکه کودکی نتواند ریاضی حل کند یا شعر حفظ کند ، نباید او را کودن بشمار آورده وبهره هوشی اورا پایین ارزیابی نمود چرا که هر انسانی دارای استعدادها وتواناییهایی است که بایستی با فراهم آوری شرایط مناسب ، نسبت به پرورش وشکوفایی استعدادهایش اقدام نمود 

کتاب نقش برجسته معلم کلاس دوم را یادآوری نموده است معلمی که خلاقیت داشته وکودکان را هم دراین مسیر پیش می برد ، امروزه در دنیای غرب بیشتر روی پرورش خلاقیت وشکوفایی استعدادهای نهفته کودکان کار می شود تا صرف حفظ و حل مسائل ریاضی و... 

علم امروز بنادارد از انحصار آزمایشگاهها و کتابخانه های تخصصی بیرون آمده و درجامعه به زبانی ساده وقابل فهم درآید ودراین زمینه می توان از تلاشها وکتابهای صورت گرفته کتاب:تاریخچه زمان نوشته استیون هاوکینگ نام برد ودرکشور خودمان هم تلخیص و ساده نویسی کتب مفاخر ادبیات وفلسفه در قالب کتابهای کم حجم با قطع خشتی برای نوجوانان می توان یاد کرد، کتاب 35 کیلو امیدواری با زبانی ساده و روایی مشکلات آموزشی کودکان درمدارس را یادآوری نموده وتوصیه به ارائه  راهکارهای جدید سازگار با روحیات کودک  می نماید

کتاب انگیزشی خوبی بود ومی توان آن را به گروههای سنی نوجوان وحتی بزرگسالان توصیه نمود که دریک نشست یک ساعته کتاب ر ا بصورت کامل مطالعه نمایند


منابع:

سایت:کتابیسم


به مناسبت «روز ملی ادبیات کودک و نوجوان»، استقبال خانواده‌ها از کتاب‌های این رده سنی بررسی شد

بچه‌های کتاب نخوان!


این روزها بیشتر بچه‌ها برای خودشان اتاق اختصاصی دارند. چیزهای مشترک این اتاق‌ها، تخت، میز تحریر، یک کامپیوتر یا کنسول بازی و یک کتابخانه کوچک خاک گرفته که معلوم است مدت‌هاست کسی سراغی از آنها نگرفته اما چرا بچه‌ها خیلی علاقه‌ای به کتاب ندارند. والدین چقدر در این بی‌علاقگی نقش دارند؟


18 تیر روز درگذشت مهدی آذریزدی، نویسنده بزرگ کودک و نوجوان، در تقویم رسمی کشور به نام «روز ملی ادبیات کودکان و نوجوانان» ثبت شده است. «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب»، «قصه‌های تازه از کتاب‌های کهن»، «گربه‌ ناقلا»، «گربه‌ تنبل» و «مثنوی» از جمله آثار این نویسنده برای کودکان و نوجوانان است. در این سال‌ها هم افراد زیادی وارد عرصه ادبیات کودک و نوجوان شده‌اند اما آیا هنوز هم بچه‌ها علاقه‌ای به کتاب خواندن دارند یا بازی‌های رایانه‌ای برایشان جذاب‌تر است؟ آیا پدر و مادرهای امروز که خوانندگان دیروز کتاب‌های امثال مهدی آذریزدی بودند، برای بچه‌های شان کتاب‌های مناسبی تهیه می‌کنند و آنها را به کتاب‌خوانی تشویق می‌کنند؟


تبلیغات

والدینی که کتاب نمی‌خرند

بچه‌هایی که کتاب نمی‌خوانند
والدین در افزایش فرهنگ کتاب‌خوانی نقشی کلیدی دارند. آنها با انتخاب عنوانین مناسب می‌توانند به ذهن و تفکر فرزندان‌شان جهت‌ بدهند. مادری که همراه پسر ده ساله‌اش در یکی از ایستگاه‌های مترو منتظر رسیدن قطار است، در رابطه با تهیه کتاب مناسب برای پسرش به «ابتکار» می‌گوید: ما برایش کتاب غیر درسی می‌خریم اما آنها اصلا برایش جذاب نیستند. پسربچه می‌پرد وسط حرف مادرش و در جواب مادرش می‌گوید: بازی با بچه‌های توی کوچه بیشتر کیف می‌دهد.


زن دیگری دست دختر شش‌ساله‌اش را گرفته و پشت خط زرد سکو، سرک می‌کشد تا ببیند از قطار خبری هست یا نه. او هم می‌گوید برای دخترش خیلی کتاب نمی‌خرد. دخترش هم علاقه‌ای به کتاب ندارد.


این روزها ترجمه‌های زیادی از کتاب‌های کودک و نوجوان از تعداد زیادی از نویسنده‌های جهان در دسترس است. زنی که خودش را مهندس کامپیوتر معرفی می‌کند معتقد است این فراوانی به رشد بچه‌ها کمک می‌کند. او می‌گوید: بچه‌های امروز به راحتی می‌توانند با بیشتر کتاب‌های دنیا آشنا شوند ولی قبلا کمتر می‌دیدیم که ترجمه‌ای از ادبیات جهان در کتاب‌فروشی‌های مان باشد. او معتقد است پدر و مادر نقش مهمی در شکل‌گیری سلیقه بچه‌ها در انتخاب کتاب دارند. او می‌افزاید: بعضی‌ها فقط داستان‌های خاصی را برای بچه ها تهیه می‌کنند ولی بعضی دیگر در انتخاب آزاد گذاشته می‌شوند. دخترش اما بازی کامپوتری را بیشتر از کتاب خواندن دوست دارد


قطار می‌رسد و زنی با یک کیسه بزرگ از آن پیاده می‌شود. مشخص است که در مترو فروشندگی می‌کند. پسری نوجوان دارد و او می‌گوید: پسرم وقتی مدرسه می‌رود کتابی جز کتاب درسی نمی‌خواند. الان هم که کمک خرج من است و در مترو آدامس می‌فروشد دیگر وقتی برای کتاب خواندن ندارد.


کتاب‌ها به روز شده


این طور هم نیست که تربیت فرزندان و نظارت بر شکل‌گیری فرهنگ و روش فکری آنان فقط بر عهده مادران باشد. پدرها هم به اندازه مادران در این زمینه دغدغه و آگاهی دارند. گرافیستی 40 ساله، دختر 9 ساله‌ای دارد. او و همسرش از ابتدا توجه ویژه بر کتاب‌خوانی فرزندشان داشته‌اند. او دراین باره به «ابتکار » می‌گوید: دختر من خیلی کتاب‌ می‌خواند، تقریبا هر شب. قبل از اینکه خودش بتواند کتاب بخواند هم من یا مادرش برایش کتاب می‌خواندیم تا عادت کند. 


او درخصوص شاخصه‌های کتاب مناسب می‌گوید: اولین موضوع، رده‌بندی سنی کتاب است که باید حتما مورد توجه قرار گیرد. این گرافیست کتاب‌های فارسی را در اولویت می‌داند و در خصوص تفاوت محتوایی این کتاب‌ها نسبت به کتاب‌های دوران بچگی خودش می‌افزاید: محتوای کتاب‌های امروزی به روز شده، حتی برای داستانی مثل کدوی قلقله زن، 4 ورژن منتشر شده که بچه‌ها بتوانند بیشتر با ان ارتباط برقرار کنند.
پدر و مادرها وقت ندارند


نه تنها پدر و مادر بلکه تمام اعضای خانواده می‌توانند در افزایش فرهنگ کتاب‌خوانی سهیم باشند. یک روزنامه‌نگار که یک‌خواهرزاده و برادرزاده دارد، همیشه برای آنها کتاب می‌خرد. او معتقد است فضای مجازی برای بچه‌ها جذابیت بیشتری دارد تا کتاب. او برای یکی از این بچه‌ها که علاقه شدیدی به بازی‌های رایانه‌ای ماجراجویی دارد، کتابی تهیه کرده که او را بسیار تحت تاثیر قرار داده است و باعث شده از فضای مجازی کمی فاصله بگیرد. به نظر او پدر و مادرها نه فرصتی برای چنین جست‌و‌جوهایی دارند و نه علاقه‌ای برای هزینه کردن. او این طور ادامه می‌دهد: متاسفانه پدر و مادرها ترجیح می‌دهند با دادن گوشی بچه های شان را در سریع ترین زمان ممکن سرگرم کنند تا به کارهای شخصی‌شان برسند. این خبرنگار معتقد است کتاب‌های کودک هم افت داشته و هم رشد. او می‌گوید: در گذشته کتاب‌ها پرمعناتر بودند و ارزش‌های خبری جامعه در آن مطرح می‌شد ولی امروز خیلی سطحی از آنها عبور می‌شود.


روش‌های تبلیغاتی ناکارآمد‌اند


با بررسی وضعیت فروش کتاب‌های کودک و نوجوان در یکی از کتاب‌فروشی‌های بزرگ شهر شاید بتوانیم میزان استقبال مردم را بهتر درک کنیم. فروشنده یکی از این کتاب‌فروشی‌ها می‌گوید بخش کتاب کودک یکی از پرفروش‌ترین بخش‌های کتاب‌فروشی است، به طوری که هر هفته دو عنوان از 5 عنوان پرفروش‌مان مربوط به این حوزه است. او درباره روش‌های تبلیغاتی برای فروش این کتاب‌ها می‌گوید: تبلیغات خاصی که انجام نمی‌شود، بیشترین عامل در فروش کتاب‌های کودک و نوجوان همان تبلیغات سینه به سینه و نفر به نفر است. البته کارهایی هم توسط بعضی‌‌ها انجام شده که کتاب‌های نمونه را در این زمینه معرفی کنند، مثل لاک پشت پرنده. این جایزه سعی کرده کتاب‌های موفق را به خانواده‌ها معرفی کند اما به نظرم این جایزه بیشتر مورد توجه نویسنده‌هاست تا خانواده‌ها. این فروشنده می‌گوید: اقبال مردم به کتاب‌های ترجمه بیشتر است تا کتاب‌های تالیفی ایرانی.


در شرایطی که هر روز علاقه بچه‌ها به کتاب کمتر می‌شود و بیشتر به سمت بازی‌های رایانه‌ای می‌روند، آیا روزی می‌رسد که دیگر هیچ بچه‌ای کتابی در دست نگیرد؟ آیا از بین این بچه‌های کتاب‌نخوان نویسنده‌ای برای بچه‌های فردا تربیت می‌شود؟ به نظر می‌رسد که کارشناسان و مسئولان باید راهکار موثرتری برای علاقه‌مند کردن بچه‌ها به کتاب پیدا کنند.


منبع:روزنامه ابتکار مورخه 18 تیرماه 1396







عنوان کتاب:رویای نیمه شب

نوشته :مظفر سالاری

ناشر:کتابستان معرفت


درباره نویسنده:حجت الاسلام مظفر سالاری نویسنده رمان «رویای نیمه شب» گفت: من در «رویای نیمه شب» به کودکان و نوجوانان فکر می‌کنم و کار بعدی هم که انجام می‌دهم برای ایشان است. شاید بتوان گفت که این رمان، رمان خانواده است.

وی یادآور شد: اساس این داستان جذابیت است، زیرا هر فرم و تکنیک، روزی کهنه خواهد شد مگر جذابیت آن. قبل از هرچیز باید یک رمان، قصه و داستان داشته باشد و بعد اگر خواستیم از طریق داستان پیام بدهیم یا حرفی بزنیم.

درباره کتاب: پسر جوان زرگری بنام هاشم که پدرش را ازدست داده وبا پدربزرگ زرگرش زندگی می کند وبه طراحی وساخت جواهر آلات می پردازد طی یک برخورد  احساسی دوست دوران کودکیش ریحانه را دیده یا ندیده دلباخته اش می شود ومی خواهد اورا از پدربزرگ حمامی اش که شیعه است خواستگاری کند ومذهب مانع آن می شود 

به جهت زیبایی پسر ،دختر حاکم اورا بعنوان طعمه به دربار می برد وهمان قصه تکراری دسیسه پنهان وزیر برای عروسی پسرش با دختر شاه وعلاقمندی دختر به پسری فقیر وشجاع وبامعرفت  که هریک زنجیر وار ومتصل دلباخته یکی دیگر هستند 

پایان داستان با دستگیری پدر دختر وشجاعت هاشم  ودختر حاکم به آزادی زندانیان انجامیده وهمه شهر شیعه شده وبه خوبی وخوشی به مراد دل خویش رسیده وراضی وخوشحال زندگی می کنند

نظر بنده:

کتاب یاد آور قصه های دیزنی لند و علی بابا وهزارویکشب وچراغ جادوو... بود

نام امام زمان(ع) به کرات در کتاب آمده همراه با معجزات ایشان وبحثهای بسیار سطحی در شناخت شیعه .

کتاب مناسب گروه سنی 12 تا 14 سال می باشد واگر کسی طالب اموختن علوم دینی یا خواندن رمان عاشقانه است دراین کتاب دنبال آن نگردد.

برای بنده کتاب اصلا خوشایند نبود وهیچگونه محتوای منطقی وعقلانی نداشت چه دربحثها وچه روال جریانات وحوادث


فیلم این کتاب هم با بازی عباس غزالی و ماه چهره خلیلی وثریا قاسمی  ساخته شد




عنوان:کلبه عمو تام uncle toms cabin

نوشته هریت بیچراستو

باترجمه محسن سلیمانی


درباره نویسنده:خانم هریت بیچراستو رمان نویس آمریکایی ، در چهاردهم ژوئن 1811 درلیچفیلد ایالن کنتیکت به دنیا آمد  ودریکم ژوئیه 1896 در هارتفورد همین ایالت درگذشت

هفتمین فرزند از هشت فرزند خانواده وپدرش کشیش وپیرو آیین کالوین بود واورا بسیار مذهبی بار آورد 

تحصیلات عالیه را در یازده سالگی درمدرسه ی علمیه زنان در هارتفورد کنیتکت شروع کرد و دربیست ویک سالگی معلم مدرسه علمیه ی خواهرش سینسیناتی شد  ودر آنجا با تمایلات ضدبردگی اشنا شد

اوکه ابتدا متون مذهبی وآموزشی ودرسی می نوشت شروع به نوشتن داستان واره برای نشریات نموده ودر 1851 کلبه عمو تام را نوشت ودر1852 بصورت کتاب درآمد  و بااستقبال بسیار روبرو شد ودرعرض 9ماه 150هزار نسخه فروش رفتبعد ها داستانهای دیگری هم نوشت اگرچه ازلحاظ ادبی سطح بالاتری ه داشتند اما این کتاب بااستقبال مواجه شد

درگرماگرم جنگ داخلی آمریکا ، آبراهام لینکلن رئیس جمهور وقت در ملاقاتی به اوگفت"پس شما همان خانم کوچکی هستی که باعث جنگ بزرگ شد"

درواقع هم همینطور نبود وجنگ ده سال پس ازانتشار آن اتفاق افتاد اما بی تاثیر هم ئبود


درباره کتاب:

حکایت خانواده ای درایالت  کنتاکی بنام شلبی که به جهت ورشکستگی مالی مجبور به فروش برده هایشان می گیرند وعمو تام وفادار راهم به  مردی بنام هی لی می فروشند ماجراهایی که برای تام ولیزا دوبرده ای که فروخته می شوند بن مایه کتاب می باشد

 درکشتی حمل برده ها تام باعث نجات دخترکی بنام ایوا شده وبه اصراردختر، پدر اورا از برده فروش خریداری می کنند

تام به یک خانواده خوب فروخته می شود،آقای  خانواده سینت کلئر عقاید روشنفکرانه و ضد برده داری دارد واز طبعی لطیف برخور دار است با مرگ ایوا که پدر و تمام خانواده اورا می پرستیدند بنیان خانواده سست شده وبا مرگ سینت کلئر ازهم می پاشد

تام دوباره فروخته می شود اما این بار به یک مرد بدجنس درمزرعه ای دورافتاده که حقوق انسانی برده ها را ازحیوان هم پایین تر می داند وامکان فرار هم از آنجا مهیا نیست

دراین بین لیزا وفرزندش همسرش جورج را با اتفاقاتی پیش رو یافته وبه کانادا می گریزند

تام سرکش است وحاضر به آزار برده ها نیست وبدین جهت شلاق می خورد وبیمار می شود زنی ازبرده ها بنام کاسی ازاو مراقبت می کند وسرانجام طی تماس قبلی که با خانواده اش گرفته بوده فرزند آقای شلبی به دنبال تام به جزیره می آید اما تام لحظه های آخر زندگیش را سپری می کند وبا دلی خوش وراضی به دیدار آقایش مسیح می شتابد

 داستان بازگشت جورج شلبی وآشنایی با کاسی (برده زن فراری ) و حل همه مشکلات به یکباره درپایان داستان


برداشت بنده


این کتاب را وقتی دانشجو بودم استاد تاریخ ادبیات همراه با چندین رمان دیگر بعنوان رمان کلاسیک پیشنهاد نمودند

داستان بیشتر جنبه مذهبی وتبلیغ مذهب دارد وبحثهای بین سینت کلئر و دختر عمویش ، بحثهای دلدارانه  تام به برده ها، تمایلات احساسی ایوا به مذهب و....این مطلب را القا می کند که کتاب تبلیغ مسیحیت است وعمل به اموزه های این دین

وبه باور واعتقاد ما این آموزه های تحریفی کتاب مقدس باور پذیر نبود جاییکه تام با وجود تمام شکنجه های ارباب بدجنس او را می بخشد و اعتراض ندارد  وبه نوعی بردگی را قبول نموده واعتقاد دارد ازنژاد پستی است وخداوند چنین مقرر نموده درحالیکه همه انسانها درقرآن کریم برابر وبرادر آفریده شده اند


داستان درپایان به طرز بسیار ناشیانه ای از خوبی نا متعارف سرنوشت شخصیتها وعابت بخیری آنها حکایت می کند گرچه نویسنده مدارکی را هم ارائه داده که این سرنوشت یک سیاه معتقد ومومن است

با وجود تحسین ها وتقدیرهایی که ازاین اثر صورت گرفته چارلز دیکنز آن را"اثری معیوب" نامیده واز ضعف های هنری آن به لحاظ محتوایی  گله نموده است.


بهرحال بعنوان یک اثر ادبی کلاسیک ومشهور توصیه می شود هرکس یکبار این کتاب را درهرمقطع سنی بخواند که نثر روان آن برای همه کس در هر مقطعی قابل فهم می باشد


گزیده های کتاب

تاپسی پقی زد زیر خنده وگفت:" خانم اوفیلیا تحمل مرا ندارد ،چون من سیاهم . به من دست هم نمی زند .هیچ کس سیاه ها را دوست ندارد .سیاه ها نمی توانند خوب باشند.مهم نیست"

 درصحنه پیشنهاد خانم کاسی برای فرار وآزادی ازدست ارباب بدجنس تام  چنین برخورد میکند:

تام جلو او زانو زد وگفت:"نه خانم کاسی .به خاطر مسیح که جانش رابرای شما داد ،روح باارزشت رابه شیطان نفروش .این کار نتیجه اش فقط بدی است. مسیح مارا دعوت به انتقام نکرده .ما باید رنج بکشیم و منتظر خواست خدا باشیم"

 تسلیم جبری سرنوشت و یا القای بدجنس بوده به خاطر پوست سیاه و...ازمتن کتاب







عنوان:خانه داریhouse keepings

نویسنده:مریلین رابینسون

ترجمه مرجان محمدی

انتشارات:آموت 


درباره نویسنده:مریلین (با نام اصلی سامرز) رابینسون نویسندهٔ معاصر آمریکا در سال ۱۹۴۳ در شهر سندپوینت، آیداهو چشم به جهان گشود و در همین شهر بزرگ شد. تحصیلات خود را در کالج پمبروک و همچنین کالج زنان سابل دانشگاه براون به پایان رساند و مدرک لیسانس خود را در سال ۱۹۶۶۶ دریافت کرد. او همچنین مدرک پی‌اچ‌دی خود را در سال ۱۹۷۷ در رشتهٔ زبان انگلیسی از دانشگاه واشینگتن دریاف کرد


و در بسیاری از دانشگاه‌ها به عنوان استاد میهمان مشغول فعالیت است که از آن جمله می‌توان به دانشگاه کنت، کالج امهرست و دانشگاه ماساچوست در امهرست اشاره کرد. در سال ۲۰۰۹ او بورسیهٔ سخنرانی دانشگاه ییل را دریافت کرد که در آن‌ها مجموعه‌ای سخنرانی‌ها را ایراد کرد با عنوان «غیاب ذهن: معنویت‌زدایی از اسطوره‌های مدرن خود». در ۱۹ آوریل ۲۰۱۰ او برگزیده شد به عنوان یکی از اعضای فرهنگستان هنر و دانش آمریکادر مه  ۲۰۱۱ رابینسون از طرف دانشگاه آکسفورد کرسی سالانهٔ ازموند هارمزورت در هنر و ادبیات آمریکایی در دانشگاه بنیاد آمریکایی راترمر را دریافت کرد. او هم‌اکنون ساکن آیووا سیتی و استاد کارگاه نویسندگان دانشگاه آیوواست


آثار نویسنده:

اولین رمان رابینسون «خانه‌داری» در سال ۱۹۸۰ منتشر شد و جایزهٔ بنیاد همینگوی را از آن خود کرد. دومین رمان این نویسنده به نام «گیلیاد» در سال ۲۰۰۴ به چاپ رسید و جایزهٔ کانون منتقدان کتاب ملی، امبسادور و جایزهٔ پولتیزر سال ۲۰۰۵۵ را برد.

رمان «خانه» سومین رمان مریلین رابینسون، در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و جایزهٔ ملی آن سال و اورنج انگلستان را از آن خود کرد. این کتاب از میان ۱۵۶ عنوان و از سوی ۱۲۳ کتابخانه از سراسر دنیا نامزد جایزهٔ «ایمپک دوبلین» ۲۰۱۰ شد که به عنوان گران‌ترین جایزهٔ ادبی شناخته می‌شود. همچنین رمان چهارمش «لی‌لا» نام دارد که در سال ۲۰۱۴ منتشر و نامزد نهایی جایزه «من بوکر» ۲۰۱۵ شد. آثار مریلین رابینسون در ایران با ترجمه مرجان (زهرا) محمدی و به‌وسیله نشر آموت و نشر قطره منتشر شده‌اند.


خلاصه کتاب:

کتاب اززبان روتی روایت می شود روتی و لوسیل دو خواهر نوجوان دراستانه بلوغ که مادرشان در دریاچه خودکشی می کند وسرپرستی آنها را به مادربزرگ می سپارد ، پدرشان هم جایگاه مشخصی در این زندگی نداشته و غایب است


خانه مادر بزرگ دربالای تپه ای درشهر فینگر بورن بوسیله خود پدر بزرگ ساخته شده و جالب اینجاست که پدر بزرگ هم دردریاچه غرق شده ،

بعد ازمرگ مادر بزرگ سرپرستی بچه ها به لی لی ونونا خواهر شوهرهای مادربزرگ که پیردخترانی منزوی وازکار افتاده هستند واگذار می شود

طی تماس با سیلوی خاله مرموز بچه ها که مادربزرگ اورا ازهمه چیز محروم نموده وازخانه بیرون نموده است ، سرپرستی بچه ها به سیلوی واگذار می گردد

زندگی آشفته ونامنظم و افکار و اعمال عجیب و غریب سیلوی بچه ها را بیشتر منزوی می کند تا جاییکه مدرسه را هم ترک میکنند وحتی گاهی شب هم به خانه نمی آیند


کم کم لوسیل خواهر کوچکتر ازخانواده جدا می شود و نزد معلم خود می رود تا با او زندگی کند و روتی را با خاله مرموزش تنها می گذارد 

اهالی شهر کوچک و ساحلی فینگربورن بعد از اطلاع از یک شب بیرون ماندن سیلوی و روتی وسوارشدن آنها به قطار بابری، نگران وضعیت کودک شده و درپی چاره جویی برمی آیند


رفت و آمدها و سئوال وجوابها حکایت از عدم توانایی سیلوی برای سرپرستی روتی دارد و چون سیلوی قصد جدایی ازروتی را ندارد به اوضاع خانه کمی نظم می دهد اما آخرین دیدار کلانتر که سیلوی را ناامید می نماید وباعث می شود در یک لحظه تصمیم به آتش زدن خانه گرفته وشبانه روتی را با خود روی پل خطرناک رودخانه ببرد تا ازشهر خارج شوند


چندین سال آوارگی وکار در رستورانهای بین شهری وبعد مرگ هردویشان که گهگاهی روحشان به خانه لوسیل وبچه هایش سرکشی می کند پایان کتاب را رقم زده است.


البته پایان کتاب باابهام روبروست که دقیقا مشخص نیست عاقبت روتی وسیلوی چه می شود.



عنوان کتاب با برداشت معمول ما ازکلمه"خانه داری" به هیچ وجه تطبیق ندارد ومنظور نگه داشتن خانه است که درداستان هم اشاره شده این پایان خانه داری بود.

ابتدای کتاب بسیار خسته کننده بوده و فقط حکایتی را کش داده وبا طول وتفصیل روایت می کند اما با ورود سیلوی کتاب کمی جذاب و خواندنی می شود ک باعث تحریک حس کنجکاو.ی خواننده می شود

بخش هایی ازکتاب:

"سیلوی اغلب کنار دریچه بود.گاهی اوقات  در حالی که در جیب هایش ماهی بود  به خانه می آمد .آن ها را زیر آب می شست تا لیزی آبشش هایش پاک شود وبعد آن ها راباکله هایشان سرخ می کرد وبا کچاپ می خورد .لوسیل خیلی مشکل پسند شده بود .فقط سو سبزیجات وپنیر لور می خورد وغذایش را درباغچه یا ایوان اتاقش می برد . من وسیلوی تنها در تاریکی پای میز شام می نشستیم ودرسکوت غذا میخوردیم."


"آشپز خانه از قوطی وپاکت های قهوه ای پر بود .سیلوی می دانست که چنین ریخت وپاشی باعث جمع شدن موش ها می شود از این رو گربه ی زردی را باخود به خانه آورد که یک گوش نصفه وشکم ور قلمبیده داشت ودوسری بچه زایید .اولین سری آن قدر بزرگ بودند که می توانستند پرستوهایی را که روی پله  دوم لانه درست می کردند شکار کنند.این کارشان خوب ومفید بود اما گربه ها اغلب پررندگان را به اتاق نشیمن می آوردند وبال ها وپاهایشان باسری را که به آن چسبیده بود روی کاناپه می انداختند"


دو پاراگراف بالایی حکایت ساده وکودکانه روتی از اوضاع آشفته خانه وپریشانی سیلوی حکایت می کند وکل مطلب را رسانده است.


در کل کتاب ساده و روانی بود با ترجمه خانم محمدی که انصافا خوب ترجمه شده بود این کتاب برای رده سنی  بزرگسالان مناسب می باشد.











نوشته سید مهدی شجاعی

انتشارات :مدرسه :1368 که کتاب موجود در کتابخانه به چاپ پانزدهم رسیده است


درباره نویسنده:

متولد 1339 درتهران با مسئولیتهای متعدد فرهنگی وهنری .نویسنده در نوشتن فیلمنامه هم دستی دارد

نویسنده دارای آثار بسیار متعدد فیلمنامه وکتاب می باشد که برجسته ترین آنها عبارتند از:دموکراسی یا دمو قراضه، کشتی پهلو گرفته، پدر ، عشق وپسر و...



درباره کتاب :

کتاب در 157 صفحه  و چندین فصل تحریر گردیده است  ودرهرفصل حضرت زهرا(س) محوریت اصلی  دارد، کتاب مذکور بعنوان یک دلنوشته ادبی مطرح است تا تاریخ زندگی بانو.باتوجه به حجم کم آن یک شب برای خواندنش کافیست ودومین کتابی بود که ازاین نویسنده می خواندم

درهر بخش یکی از شخصیتهای اصلی بانو را مخاطب قرار داده و تاریخ زندگیش را  اززبان نویسنده بازگو می کند و بر نامرادیها و ظلمهایی که درحق اهل بیت  روا گردیده است  ، افسوس خورده و عاملان آن را به محکمه  تاریخ می کشد 
 دلنوشته ها اززبان  امام  علی(ع) وحسنین (ع) زینب (س) وام کلثوم(س) ام سلمه می باشند که شامل حکایتها و روایتهایی  ازدوران زندگی پیامبر (ص) تا  دوران شهادت بانو می باشد 
در بخشی ازکتاب خطبه حضرت زهرا آمده است و خطبه شقشقیه امام علی (ع) را درنهج البلاغه  تداعی می کند که صبر این اسوه های صبر به سرآمده وبر سر امت جاهل فریاد می زنند که شاید این تلنگر موجب بیداریشان شود و نتیجه ای حاصل نمی گردد

بیشتر مطالب کتاب دقیقا موضوعاتی است که هر مسلمانی از آن اطلاع دارد وبه نوعی توضیح واضحات تاریخ شیعه است ودرواقع کتاب حرف تازه ای برای گفتن ندارد به نظرم نویسنده باید بیشتر تحقیق می کرد ومطالب جدید تری از زندگی این خانواده بزرگ می نوشت چرا که همیشه حرفهای تازه ای درمورد خاندان  پیامبر برای گفتن هست.

دلنوشته ها بسیار تاثیر گذارند که روی محور احساسات نوشته شده اند و همانگونه که بیان گردید نویسنده چون درفیلمنامه هم دستی توانا دارد کتاب را به صورت نمایشنامه ای تدوین کرده است.

کتاب درسطح نوجوانان 15 سال به بالا مناسب  می باشد و بعنوان یک کتاب درحد آشنایی با زندگانی حضرت فاطمه (س) توصیه می شود چرا که برای آشنایی با زندگی این بزرگوار کتابهای تاریخی و دینی  مفصل وپر محتوایی نگارش گردیده است

آثار سید مهدی شجاعی بنابه نظر سنجی پیامکی کارنامه پر مخاطب ترین آثار معرفی شده اند