امروز با روزهای دیگه فرقی نداشت

باطلوع آفتاب ، روز آغازشد و مابسم الله گفتیم و راه افتادیم

اماامروز انگار یه چیزی  فرق میکرد 

پیاده اومدم  وانگار شهر جو دیگه ای داشت ووقتی پیاده میای  بیشتر به اطرافت دقت میکنی :

بساطهایی که تازه پهن می شوند، کارگرانی که سرچهارراه منتظر ایستاده اند، ماشینهایی که خیلی عجله دارند، دانش آموزانی بالباس فرم وبعضی شاد وشنگول وبعضی کسل از کم خوابی وخواب آلود، مغازه هایی که کرکره هایشان بالامی رود

همه چیز نشان ازشروع داشت ، شروع یک صبح پاییزی درماه مهر

وقتی همه معجزات خارق العاده آفرینش رنگ روزمرگی وعادی می گیرد ووقتی به درد "عادت" گرفتار می شویم وچشم  بینایی حقیقی خودرا ازدست میدهد واینهمه زیبایی را نمی بیند ومنتظر معجزه وحادثه می مانیم ، 

کاش برای هر شکر منتظر حادثه نمانیم 

هر لحظه زندگی  معجزه ای است مخصوص  وهدیه از طرف خداوند 

درآستانه اولین روز سی وهفت سالگیم بادیدی نو به دنیا مینگرم

نظرات (3)
پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 09:40
آمده ام کیبورد بوسی اتْ
به دنیا خوش آمدی
" بزرگ شدی قهرمان "
زیبا زندگی کنی و زندگی ات زیبا.
راستی سهم ِ ما از کیک را بیشتر بِبُرید
ما عاشق ِ کیکیم .
پاسخ:
خوش آمدید ما آستان بوس دوستانمان هستیم
چشم
پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 08:20
خدا آغاز نعماتش بر ما را با خلق و بودنمان آغاز نمود
انشالله مبارک باشد و عزت و توفیق قرین همه ایام عمرتان
تماس هم داشتین از طرف دبیرکل؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازشما ومن هم متقابلا برای شما همچین دعایی روتکرار میکنم
توشناسنامه 31 شهریوره که 30 شهریور تماس گرفتند
چهارشنبه 15 مهر 1394 ساعت 14:33
تولدتان را مبارکباد میگویم سلامتی و طول عمر با عزت برایتان آرزو دارم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ازلطفتون
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.