X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

سید محمدحسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (۱۲۸۱ - ۲۴ آبان ماه ۱۳۶۰ هجری شمسی در تبریز) نویسنده تفسیر المیزان، فقیه،فیلسوف و مفسر قرآن، شیعه و ایرانی است.[۱]

اهمیت وی به جهت زنده کردن حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع بعد از دورهٔ صفویه بوده‌است. به ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی بسنده نکرده، به تأسیس معرفت‌شناسی 

در سال ۱۲۸۱ در تبریز متولد شد. در پنج سالگی مادر و در نه سالگی پدر خود را از دست داد. وصی پدر او و تنها برادرش علامه الهی را برای تحصیل به مکتب فرستاد. تحصیلات ابتدایی شامل قرآن و کتب ادبیات فارسی را از ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶ فراگرفت و سپس از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۴ به تحصیل علوم دینی پرداخت و به تعبیر خود «دروس متن در غیر فلسفه و عرفان» را به پایان رساند.

سید محمد حسین به مدت شش سال (۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶هـ. ش) پس از آموزش قرآن که در روش درسی آن روزها قبل از هر چیز تدریس می‌شد آثاری چون گلستان، بوستان و ... را فراگرفت. علاوه بر آموختن ادبیات، زیر نظر میرزا علینقی خطاط به یادگیری فنون خوشنویسی پرداخت. چون تحصیلات ابتدایی نتوانست به ذوق سرشار و علاقه وافر ایشان پاسخ گوید به همین دلیل به مدرسه طالبیه تبریز وارد شد و به فراگیری ادبیات عرب و علوم نقلی و فقه و اصول پرداخت و از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۴ هـ. ش مشغول فراگیری دانش‌های مختلف اسلامی شد.

علامه طباطبایی بعد از تحصیل در مدرسه طالبیه تبریز همراه برادرشان به نجف می‌روند و ده سال تمام در نجف به تحصیل علوم دینی و کمالات اخلاقی و معنوی مشغول می‌شوند.

علامه طباطبایی علوم ریاضی را در نجف اشرف نزد آقا سیدابوالقاسم خوانساری (نوه آیت‌الله سید ابوالقاسم موسوی خوانساری معروف به میرکبیر) فراگرفت. او دروس فقه و اصول را نزد استادانی چون آیت الله نائینی و آیت‌الله محمدحسین غروی اصفهانی خواندند و مدت درسهای فقه و اصول ایشان مجموعاً ده سال بود.

استاد او در فلسفه حکیم متأله، سید حسین بادکوبه‌ای بود که سالیان دراز در نجف اشرف در معیت برادرش آیت‌الله سید محمدحسن الهی طباطبایی، نزد او به درس و بحث مشغول بودند.

و اما معارف الهیه و اخلاق و فقه الحدیث را نزد آیت‌الله سیدعلی قاضی طباطبائی آموختند و در سیر و سلوک و مجاهدات نفسانیه و ریاضات شرعیه تحت نظر و تعلیم و تربیت آن استاد کامل بودند. استاد امجد نقل می‌کند که «حال مرحوم علامه، با شنیدن نام آیت‌الله قاضی دگرگون می‌شد

سید احمد قاضی از قول علامه نقل می‌کند که: پس از ورودم به نجف اشرف به بارگاه امیرالمؤمنین رو کرده و از ایشان استمداد کردم. در پی آن آقای قاضی نزدم آمد و گفت: «شما به حضرت علی علیه السلام عرض حال کردید و ایشان مرا فرستاده‌اند. از این پس، هفته‌ای دو جلسه با هم خواهیم داشت.» و در همان جلسه گفت: «اخلاصت را بیشتر کن و برای خدا درس بخوان. زبانت را هم بیشتر مراقبت نما

بازگشت به تبریز اقامت درقم- وتدریس

ملاقات باهانری کوربن فرانسوی وشکل گیری حلقه فلسفی

-از نظر کربن تفکر ایرانی نگهبان و حافظ میراثی است که فراتر از یک نگرش ملی محدود، همچون یک عالم معنوی است که در آن میهمانان و زایرانی که از نقاط دیگر آمده‌اند مورد پذیرش و پذیرایی قرار گرفته‌اند.[۷] کربن عمیقاً اعتقاد داشت که حکمت ایرانی- اسلامی، حکمتی زوال ناپذیر است و همواره از «استعداد زوال نا پذیر روحیه ایرانی» سخن می‌گفت.[۸]

مهمترین استادش سیدعلی قاضی بود

کتابهای بسیاری به زبان عربی وفارسی ازاوبه جامانده ومهمترین آن تفسیرالمیزان است

اشعاری هم سروده اند که بعدها خودشان ئدیوانشان را نابود کردند ومهمترین آن غزل مهراست که درآن تنهاذ یک واژه غیر فارسی وجوددارد

همی گویم و گفته ام بارها........................بود کیش من مهر دلدارها
پرستش به مستی است در کیش مهر........برون اند زین جرگه هشیارها
به شادی و آسایش و خواب و خور..............ندارند کاری دل افگارها
به جز اشک چشم و به جز داغ دل .............نباشد به دست گرفتارها
کشیدند در کوی دلدادگان ........................میان دل و کام، دیوارها
چه فرهادها مرده در کوهها ......................چه حلاجها رفته بر دارها
چه دارد جهان جز دل و مهر یار ..................مگر توده هایی ز پندارها
ولی رادمردان و وارستگان ........................نبازند هرگز به مردارها
مهین مهر ورزان که آزاده اند .....................بریزند از دام جان تارها
به خون خود آغشته و رفته اند ..................چه گلهای رنگین به جوبارها
بهاران که شاباش ریزد سپهر ...................به دامان گلشن ز رگبارها
کشد رخت،سبزه به هامون و دشت ..........زند بارگه ،گل به گلزارها
نگارش دهد گلبن جویبارها ......................در آیینه ی آب، رخسارها
رود شاخ گل در بر نیلفر ..........................برقصد به صد ناز گلنارها
درد پرده ی غنچه را باد بام ......................هزار آورد نغز گفتارها
به آوای نای و به آهنگ چنگ ...................خروشد ز سرو و سمن، تارها
به یاد خم ابروی گل رخان .......................بکش جام در بزم می خوارها
گره از راز جهان باز کن ............................که آسان کند باده، دشوارها
جز افسون و افسانه نبود جهان ................که بستند چشم خشایارها
به اندوه آینده خود را مباز ........................که آینده خوابی است چون پارها
فریب جهان مخور زینهار ..........................که در پای این گل بود خارها
پیاپی بکش جام و سرگرم باش ...............بهل گر بگیرند بیکارها
نظرات (7)
پنج‌شنبه 28 آبان 1394 ساعت 09:54
سلام
یکی از قسمتهای زندگی علامه ، ده سال بود که ایشان در تبریز به کشاورزی مشغول بودند و از درس و بحث دور شده بودند. بعدها علامه از این چندسال با حسرت فراوان یاد می کردند. من این رو چندجا شنیدم. به نظرتون این بخش از زندگی علامه صحیحه؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
یه مدت به علت سختی نحو برگشتند وازتحصیل کناره گرفتند ولی بنده جایی نخوندم باحسرت یاد کنند واطلاعاتم دراین مورد کمه
دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 17:06
روزتان مبارک و ایام به کامتان
امتیاز: 0 0
دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 13:25
[پاسخ:]استادبنده ارادتی خالص همراه با سلامی گرم را بحضورتان تقدیم نموده /موفقیت وبهروزیتان را از درگاه احدیت مسئلت دارم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 08:13
روزتان مبارک. کتابدار محترم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
روزگارتان مبارک وپرخیر
یکشنبه 24 آبان 1394 ساعت 15:05
با سلام و عرض خسته نباشید
فرارسیدن هفته کتاب رو خدمت شما و همکاران پرتلاش شاهین دژ تبریک و تهنیت عرض میکنم.ممنن بخاطر وبلاگ زیبا و پرمحتوایتان.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باسلام
بنده هم خدمت باسعادت شما تبریک میگم هفته کتاب رو
یکشنبه 24 آبان 1394 ساعت 08:20
با سلام و دعای خیر: در هفته کتاب و کتابخوانی، لازم گردید مراتب سپاس و تشکر خالصانه خود را در راستای تداوم و همکاری برای پیشبرد اهداف فرهنگی و هنری با (دریچه ای رو به هنر و فرهنگ) بحضور شما و همکاران ارجمندتان تقدیم نموده - از خداوند متعال برایتان آرزوی موفقیت و سلامتی دارم.
با احترام
m.abbasloo1330@gmail.com
http://abbasloo-art-culture.blogfa.com
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باسلام وآرزوی سعادت

خیلی لطف کردین ودوباره وبلاگ مارو سرافراز فرمودین .زنده باشین
شنبه 23 آبان 1394 ساعت 13:51
ممنون از اطلاع رسانیِ این مناسبتِ‌ بزرگ /

روندِ دگرگونیِ‌انسان، به تدریج پیش می رود و این که برخی می گویند " یا همه چیز یا هیچ چیز" به هیچ روی، منطقی و درست نیست " استیو چندلر"

روزتان مبارک کتابدارِ عزیز
پاسخ:
سپاس از نگاه پرمهرتان
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.