X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی


عنوان:قلک رویاها

نوشته یاشیکو اوچیدا


برگردان شهلا طهماسبی



درباره نویسنده :چیزی یافته نشد واحتمالا نویسنده کم کاری بوده است


معرفی کتاب: قصه اززبان دختری یازده ساله بنام رینکو روایت می شود

رینکو دختری نوجوان  با دو برادر و پدر ومادرش در ایالت کالیفرنیا زندگی می کند و ماجرا ازآن جا آغاز می شود که قرار است خاله واکا ، خواهر کوچکتر مادرش  ازتوکیو به دیدارشان بیاید

پدر آرایشگر است اما رویای افتتاح تعمیر گاه ماشین رادارد، مادر از ژاپن برای ازدواج  باپدر راوی به آمریکا آمده و اکنون با کارکردن درخانه های مردم سعی می کند باری ازدوش خانه بردارد ، برادر بزرگترش کال که دوست پدر او را کالیفرنیا نامگذاری نموده دانشجوست و برادر کوچکترش جوجی ع پسری چاق و بامزه با یک سگ


ورود خاله واکا و اطلاع از عقاید و باورهای ژاپنی او ، باعث میشود رینکو وخانواده اش بار دیگر اعتماد بنفس شرقی خود را بازیافته وباتلاشی افزون بر احقاق حق خود ازجامعه آمریکا اقدام نمایند

فداکاریهای دوستان و همسایگان باعث میگردد کال که قصد انصراف از دانشگاه رادارد دوباره به ادامه تحصیل بپردازد و پدر تعمیر گاهش را راه اندازی کرده و مادر ازکار درخانه های مردم  منصرف شده و یک لباسشویی درخانه راه اندازی کند که با کار شکنی هایی هم همراه است اما با عتماد به نفس بازیافته ، خانواده موفق می شود موانع را پشت سر بگذارد


نظر بنده:

جلد کتاب برایم جالب بود تلاشی که نشر مهر در باحجاب نمودن ناشیانه تصاویر روی جلد نشان داده بود

کشتی بزرگ که پس زمینه تصویر اصلی است با  تصویر برجسته رینکو و خاله واکا پشت سرش که ازکشتی پیاده می شود


کتاب قصه ای ساده و صمیمی و بی پیرایه از احساسات و زندگی دختری ژاپنی است که به  غصه آشنای غربت  وعدم مقبولیت اجتماعی ازسوی ساکنان سرزمین اصلی مهاجر می پردازد به تحقیرها و توهین های موجود درمدرسه و بازار و ...که باعث شده نسل دوم مهاجران نسبت به فرهنگ بومی خود احساس حقارت ونفرت داشته باشند و حتی نسل اول که مادر رینکو لباسها و عکسها و خاطرات خود را درچمدانی درزیرزمین محبوس نموده است

البته همه ساکنان هم مثل هم نیستند مثل خانم همسایه که همواره یاریگر این خانواده است

تلاش سخت خانواده برای تامین مایحتاج زندگی با روحیه شکست ناپذیر شرقی در تمام قسمتهای داستان مشهود است


کتاب خوبی بود وبخصوص صحنه پردازیها و بیان احساسات صادقانه رینکو که خواننده را به همذات پنداری واردار میکرد


گزیده متن" اما او(پدر) روبه خاله واکا کرد وگفت:"واکا قبل ا ز شروع  باید بگویم که این فکر را مدیون توهستم ،تو باعث شدی که من شجاعت رو به رو شدن با ویلبر استار را پیدا کنم واز حق خودم دفاع کنم .متوجه شوم که قدرت تحقق بخشیدن به رویاهایم را دارم ومی توانم شخصیت واقعی خودم را پیدا کنم"


کتاب برای رده سنی نوجوانان نوشته شده ومثل همه کتابهای این دوره سنی پر ازالهام وانگیزه وجوشش وهیجان است


از همکار خوبمان  آقای متوسلیان بابت معرفی کتاب کمال تشکر رو دارم


نظرات (3)
چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت 16:31
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یکشنبه 5 شهریور 1396 ساعت 22:18
سلام
خدا قوت.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام .سلامت باشین
چهارشنبه 1 شهریور 1396 ساعت 11:43
سلام
مطلب خوبی نوشتید به نظرم
طبق روال قبلتون بود
اما فکر میکنم نکات اجتماعی بیشتری میشه از این کتاب و سایر کتابهایی این چنین استخراج کرد.
اشاره به مردم مشرق زمین نکته بسیار نغزی بود که از نقدتان گیرم آمد و از آن در متن و نقد خودم هم تقلب کرده و استفاده میکنم
و اینکه بسیار ممنونم بابت مطالعه و نوشتنهایتان که دلگرممان میکند به ادامه طریق حلقه کتابخوانی
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
ممنون از حضور وهمراهیتون
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد