کتابخانه عمومی ن والقلم شاهین دژ

هرروزیک نکته بیاموزیم

کتابخانه عمومی ن والقلم شاهین دژ

هرروزیک نکته بیاموزیم

20مهرماه روز بزرگداشت حافظ گرامی باد

دل مابه دوررویت زچمن فراغ دارد

که چوسرو پای بندست وچولاله داغ دارد

سرمافرودنیاید بکمان ابروی کس

که درون گوشه گیران زجهان فراغ دارد

زبنفشه تاب دارم که ززلف اوزنددم

توسیاه کم بهابین که چه دردماغ دارد

بچمن خرام وبنگر برتخت گل که لاله

بندیم شاه ماند که به کف ایاغ دارد

شب ظلمت وبیابان بکجا توان رسیدن

مگرآنکه شمع رویت برهم چراغ دارد

من وشمع صبحگاهی سزد اربهم بگرییم

که بسوختیم وازمابت مافراغ دارد

سزدم چوابربهمن که برین چمن بگریم

طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ دارد

سردرس عشق دارد دل دردمند حافظ

که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد

 

حافظ قرآن وابیاتش  راهرکس بنوعی تفسیر کند وبه زعم خود

عارف مخاطب حافظ راخدا میداند وعاشق  مخاطب رامعشوق زمینی تفسیر میکند .دریای حکمت حافظ چنان است که هرکه وارد شود اول قدم آن باشد که مجنون باشد

 

بزرگداشت شاعر عارف عاشق  خواجه حافظ شیرازی  گرامی ومبارک باد

 

چه کتابی بخوانیم



اغلب ماکتابداران  بااین پرسش مواجهیم که "چه کتابی بخوانیم ؟"

وهر صاحبنظری بنابه سلیقه وعلاقه مطالعاتیش سیر مطالعاتی راپیشنهاد میدهد ، یکی ازتاریخ ویکی ادبیات و هنر وعلوم محض و...

اما وجه مشترک همه این سیرهای مطالعاتی وجود کتب ادبی وداستانی درهمه آنهاست که  شامل تاریخ واجتماعیات وهنر وعلوم و...غیره است

واینبار سیر مطالعاتی اززبان دکتر الهی قمشه ای که بسیاری ازکتب یا نایابند یابه زبان اصلی هستند وترجمه نشده اند امااغلب استخوان بندی  ادبیات جهان را شامل میشوند:

لطفا کلیک کنید و کلیک کنید ودوباره


امروز

امروز با روزهای دیگه فرقی نداشت

باطلوع آفتاب ، روز آغازشد و مابسم الله گفتیم و راه افتادیم

اماامروز انگار یه چیزی  فرق میکرد 

پیاده اومدم  وانگار شهر جو دیگه ای داشت ووقتی پیاده میای  بیشتر به اطرافت دقت میکنی :

بساطهایی که تازه پهن می شوند، کارگرانی که سرچهارراه منتظر ایستاده اند، ماشینهایی که خیلی عجله دارند، دانش آموزانی بالباس فرم وبعضی شاد وشنگول وبعضی کسل از کم خوابی وخواب آلود، مغازه هایی که کرکره هایشان بالامی رود

همه چیز نشان ازشروع داشت ، شروع یک صبح پاییزی درماه مهر

وقتی همه معجزات خارق العاده آفرینش رنگ روزمرگی وعادی می گیرد ووقتی به درد "عادت" گرفتار می شویم وچشم  بینایی حقیقی خودرا ازدست میدهد واینهمه زیبایی را نمی بیند ومنتظر معجزه وحادثه می مانیم ، 

کاش برای هر شکر منتظر حادثه نمانیم 

هر لحظه زندگی  معجزه ای است مخصوص  وهدیه از طرف خداوند 

درآستانه اولین روز سی وهفت سالگیم بادیدی نو به دنیا مینگرم

عید غدیر خم مبارک باد


عید سعید غدیر خم مبارک باد:


گذری برکتاب "نازبالش"



عنوان کتاب :نازبالش

نویسنده :هوشنگ مرادی کرمانی

ناشر:معین


نویسنده را باقصه های مجید بیشتر می شناسیم متولد 16 شهریور1323 در روستای سیرچ  از توابع بخش شهداد کرمان .نویسنده طنز پرداز کودک ونوجوان 


روی جلد کتاب با عکس حاشیه یک قالی کرمانی که نام نویسنده روی آن نقش بسته ونازبالشی مخملی   که رویش ساعت وقلعه و سه کدو که بصورت بادکنکی مثل خیال هوارفته اند


خلاصه داستان:فروشنده ای  با سرووضع عجیب وغریب وسبیلی ازبناگوش دررفته چند تخم کدورا بصورت علامت سئوال روی نازبالشی چیده و هر تخم را به قیمت هزار تومان می فروشد ومدعیست این تخمه ها استثنایی هستند وهوش آدمی رابالا می برند

مردی که میخی ته کفشش اذیت میکند سراغ کفاش آمده وازقضابا تخمه فروش مواجه شده ویکی ازتخمه هارا که اتفاقا نقطه علامت سئوال است را می خرد وتاسرکوچه نرفته برمیگردد وادعای پولش رادارد ومرد تخمه فروش پولش راپس داده و اورا خاطر جمع میکند که عقلش زیاد شده وبعد مرد متحول می شود وکفش میخرد وجوراب وخرید برای خانه و...

خانواده مرد هرچه دنبال فروشنده میگردند اورا پیدانمیکنند وزن تخمه ای را اتفاقی پیداکرده وآن را روی نازبالش پرورش میدهد واما خودش وخانواده اش راازخوردن آن بازمیدارد که همین قدرعقل برایمان کافیست

خیالبافیها وداستان گوییهای مرد بعنوان مامور آسانسور 

 یکی ازاین تخمه ها هم نصیب پسری بنام مهربان می شود.مهربان همراه باخواهرش مونس زندگی فقیرانه ای دارند واما وارث بزرگترین ساعت فرسوده وقدیمی شهر هستند

تخمه کدو باعث افزایش قوه تخیل مهربان شده واورابه احیای ساعت با طمع شهردار وقت  وجذب توریست ورونق شهر می کشاند

حکایا ت وروایات حاجی نخودبریز و... وسرانجام ازدواج مهربان با دختر شهردار وتعمیر ونصب ساعت وتحول اساسی شهر

قصه قورباغه های داخل ساعت وبعدازتحول شهر بسته بندی وصادر کردن آنها


تحلیل بنده

شروع خوبی دارد وجذب میکند 

قصه صمیمی و ساده ایست با چاشنی خیال و کمی هم فولکلور مردم آن دیار 

مشکلات وقصه هایی که  ریشه درواقعیات زندگی دارند وباخیال شیرین وخواندنی می شوند 

نویسنده تاجایی که می تواند خیالبافی میکند تا واقعیت تلخ زندگی راشیرین کند وآنهم به زبانی ساده  وشیرین برای خواننده


تاکید برعنصر خواب وخیال ازنکات اساسی داستان بود ولزوم تغییر نگاه ودقت درجزئیات زندگی 


اما نقاط ضعف کتاب :طول وتفصیل بیش ازحد نویسنده بود که  ازحوصله خواننده خارج است وجاهایی واقعا دلت میخواهد کتاب راکنار بگذاری



نقاط قوت کتاب:اشاره به فرهنگ مردم  ونوع دسته بندیهای سیاسی برای رسیدن به قدرت  درشهرداری و... که اساسیترین نیازهای جامعه فدای خیالپردازی شهردار شده وهیچ اعتراضی هم ازسوی معاونانش صورت نمی گیرد حتی حقوق کارگران سه ماهه پرداخت نشده ولی شهردار از هرطریقی پول این خیال را تهیه میکند .کارکنانی مستاصل و بی  اراده که مطیع اوامر شهردار هستند ولاغیر


سوء برداشتهای جالبی که صورت می گیردواشاره به  بلند همتی مونس که نمیخواهد ارزشهایش رابه پول بفروشد وبالاخره هم میفروشد نمادی ازیک دختر معتقد به اصول وآداب قدیمی وبرادرش نماد یک تنبل بیکار ومدعی وخیالباف درجامعه 


بامشاهده مرد کدوفروش :"پیرمردی که عصاداشت وروزنامه ای زیربغلش بود گفت: -توسرآدم بزنند بهتراست که خرافات توسرآدم فروکنند .وقتی کسی توی سرآدم می زند ،آدم دردش می گیرد .شاید حالش هم بدشود ولی آنقدر طول نمی کشد که درد تمام میشود .امااگر فکر نابابی توی سرکسی فروکردند  به این آسانی بیرون آوردنی نیست.دردش وضررش تاسال های سال میماند ومی ماند."


همین پاراگراف کل داستان را چکیده نموده وتحت الشعاع  خود قرارمیدهد


درکل اگر ازنمره 100به این کتاب نمره بدم فکرکنم 65 خواهد گرفت که آنهم فقط بخاطر سبک نوشتاری نویسنده است ومحتوای  قابل توجهی نداشت


رمان مسیا




رمان مسیارروکه جزو کتابهای فرهنگی بود وپرتعداد توقفسه پیدامیکنم خیلی حجیمه امازندگی ودوران پیامبر شیرینی خاصی داره که آدمو دنبال خودش میکشه

کتاب روایت دوران بلال حبشی ه والبته غیر مستند وتنها ساخته وپرداخته ذهن نویسنده


عنوان:مسیا

نویسنده:سید مصطفی موسوی گرمارودی

ناشر:موسسه فرهنگی وهنری مسیا کیش

تعداد صفحات:624 صفحه


موضوع:روایت تاریخ دوران پیامبر اززبان بلال حبشی اذان گوی اول جهان اسلام


کتاب بااین جمله آغاز می شود:

"اینجا لاذقیه است بندرگاهی درکنار دریای روم. اینجا تبعید گاه من است.تبعید گاه اول من دمشق بود ومن باید تازمانی که خلیفهبافرماندار اودرشام جای جدید رابرای تبعیدم معین کنند دراین شهر بمانم."

ومی گوید مراازمدینه به دمشق فرستادند ودرحالیکه خود بلال برای شرکت درجنگ به شام می رود

کتاب به جهت رفع ابهامات  وسندسازی ومقابله باجعل احادیث زمان خلیفه وبه درخواست همسر بلال روایت می شود


داستان با روایت زندگی پدر ومادر مسیحی بلال به نام ریاح وحمامه شروع می شود و با ذکر مصایب و سختیهایی که آنان درراه رسیدن به سرچشمه حقیقت وآشنایی باآخرین فرستاده خداوند که درانجیل  بشارت داده شده راهی سرزمین مکه می شوند

حکایت آشنایی با افراد واشخاص متفاوت  وازجمله درجایی اشاره به اویس قرنی به عنوان راهبی که درراه رسیدن به دیار حق ، راهنمای بسیار بزرگیست


تصویر دوران اختناق و خدعه های یهودیان  ومسیحیت تحریف شده 

تمام دردها ومصایبی که بلال بعنوان برده متحمل می شود

درفصل سی وپنجم که شرح آخرین سفر حج باپیامبر روایت می شود وشرح خطبه غدیر وجانشینی حضرت علی علیه السلام که مناسبت زیبایی بااین ایام مبارک داشت

وسخن پایانی پیامبر" پروردگارا ،تودرهنگام روشن شدن این مطلب ومنصوب نمودن علی دراین روز این آیه را درباره اونازل کردی که: "امرئ=وز دین شمارا برایتان کامل نمودم ونعمت خودرابرشما تمام کردم وراضی شدم به این که اسلام دین شما باشد"(مائده-آیه 3)

تحلیل بنده:

عناوین مسیا وایلیا وارمیا و...موزون وآهنگین ومنسوب به انجیل به نوعی شعف روحانی ووجد عرفانی اشراق گونه میکشاند روح آدمی را

کتاب حاضر همانگونه که دربالا اشاره شده ،روایت استنادی متقن ومحکمی نداشته وبیشتربراساس ذهنیت داستان پرداز نویسنده شکل گرفته چرا که بارجوع به کتب مرجع هم نتوانستم درباره بلال وحضورش دربندر لاذقیه ویا راهب مسیحی بودن اویس قرنی ، مطلبی مشاهده کنم ودرهاله ای ازابهام تاریخی فرو مانده 

می توان گفت که کتاب مسیا بابهره گیری ازبخشی از حقایق تاریخی وپروبال دادن به آن باقوه تخیل توانسته به نوعی رمان تاریخی خلق کند


پرداختن به جزئیات وشرح وبسط طولانی ودرنتیجه حجیم شدن کتاب ازنقاط ضعف کتاب بود 

اولین کتابی بود که کامل نخواندم ونوشتم



کتاب"50 روش ساده برای علاقمند کردن فرزند به مطالعه"



عنوان: 50روش ساده برای علاقمند کردن فرزند به مطالعه"

نویسنده کتی ای زاهلر

مترجم: سارا رئیسی

ازمجموعه کتابهای:کلیدهای آموزش کودکان ونوجوانان

ناشر:تهران صابرین،کتابهای دانه

چاپ یازدهم


معرفی کتاب

این کتاب در149 صفحه و4بخش تالیف گردیده است :

بخش اول:مطالعه راباهم تجربه کنید

-بخش دوم:مطالب خواندنی رادردسترس کودکان قراردهید

-بخش سوم :رفتاربچه هارااصلاح کنید

-بخش چهارم:رفتارخودراتغییردهید


درهربخش ابتدا عنوان مرتبط بخش آورده شده وسپس داخل کادر یک مثال عینی به تصویر کشیده می شود وبعدازآن مطالب شرح وبسط داده شده ودرپایان توصیه های عملی بصورت بندبند آورده می شود


آموزش عملی به کودکان جهت خواندن با همصدایی کردن ودرخانه مطالعه نمودن و الگوشدن عملی برای آموزشی موثر به فرزندان  ازهرطریق

مثل مطالعه بعنوان یک امر جدی در محیط خانواده توسط پدرومادرها وبخشی از زندگی روزمره

بخش دوم کتاب ازوالدین خواسته می شود که مطالب خواندنی رادردسترس کودک قراردهند مثل بروشور وکتاب ومجله وراهنما و...

دربخش سوم خواسته بااجبار کودکان رابه مطالعه وادارنکنیم که موجب دلزدگی آنان می شود ومثال کودکی که ازخواندن متنفراست ووقتی درفروشگاه همه تابلوها وراهنماهارا میخواند وآموزش می بیند که خواندن مستمر بوده وهمه جا امکانپذیر است

دربخش چهارم ازوالدین واولیای تربیتی خواسته می شود رفتارخودرا در برابر کودکان تصحیح نمایند و پیامهای منفی نفرستند مثل مادری که استرس دارد یاانتظار بیشتری از حد کودک خوددارد یا معلمی که به کودک القا می کند تونمی توانی


تحلیل کتاب

کتاب با طراحی جالب روی جلد یک عینک درکادر وکتبی با جلدهای رنگارنگ

سبک نوشتاری بسیار ساده وسهل با مثالهای عینی که به فهم مخاطب کمک میکند واورا پیش می برد، توصیه های بسیار عملی وواقع گرایانه برخلاف ما که بیشترازسعاراستفاده می کنیم تاارائه راهکارهای عملی


بعضی مثالها جالبند مثل تلویزیون که رقیب مطالعه نیست وجاهایی مکمل وهمیار آن است .محل مطالعه که به خوبی وتوام باآرامش  ونورکافی وراحت وبی سروصدا توصیف شده


نقطه ضعف کتاب:

ارجاعات  بخشها که به صفحات قبلی ارجاع میدهد وموجب سردرگمی خواننده می شود


درکل این کتاب کم حجم می تواند بعنوان یک راهنمای آموزشی دراختیار والدینی قرارگیرد که به رشد آگاهیها وافزایش سطح مطالعاتی کودکانشان اهمیت می دهند وواقعا کتابهای این مجموعه ارزش وقت گذاشتن وخواندن رادارند

ازهمکار عزیزم بابت معرفی کتاب سپاسگزارم وازبابت تاخیر ازهمه اعضای حلقه عذرخواهی میکنم

کتاب پر




عنوان کتاب:پر

نویسنده :شارلوت مری ماتیسن

ترجمه میمنت دانا

ازانتشارات نگاه


خلاصه داستان:سرگذشت مردی بنام راجر دالتون ،کارمنداداره بیمه

درپی مرگ مشکوک یکی از مشتریان ،جهت تعیین صحت وسقم قضییه بعنوان بازرس به منزل او مراجعت نموده وبابیوه 19 ساله او بنام ماویس مواجه می شود وزیبایی وتنهایی وسرخوردگیهای عاطفی زن   باعث دلباختگی مرد به زن جوان شده ، وعلیرغم داشتن زن وفرزند 16 ساله ای باز ن مذکور، زندگینامه مخفیانه ای رابااوآغاز میکند


صدای زن که بزعم خودراوی موجب  رغبت وشیفتگی مرد شده،باعث می شود اورا به خوانندگی وآموزش لازمه تشویق کند،بامقاومتهای زن به جهت پیشگویی یک زن مجار ، مواجه می شود، مرد زن را تحت فشار قرارداده واوبه جهت دلبستگی عاطفی به خواسته راجر تن میدهد


هزینه آموزش خوانندگی نزد استاد هم مستلزم هزینه است ومرد کارمند توانایی پرداختش راندارد، مراجعه اوبه برادرانش هم بیفایده است ودرنهایت ازراهی غیر متعارف ، اختلاس ازاداره ودزدی ریال تامین اعتبارشده وماویس بمدت سه سال برای آموزش راهی دوراروپا می شود


مرد دستگیر ومحکوم به سه سال حبس می شود ودرنهایت باآزادی وفروش داستانش دوباره با ماویس که اکنون خواننده سرشناس است دیدار میکند ، ودیدارهای ده روزه اوراازفکررفتن به مستعمرات بازمیدارد، مرد به جهت حفظ آبرو وعدم امکان ازدواج با معشوقش خودکشی میکند


ماجرای اصلی توسط دوست نویسنده اش به خواننده زن اطلاع داده می شود وحسرت وغصه دوست نویسنده و خانم خواننده

درپایان خبرمرگ زن کارمند بانک راجردالتون  بعلت سکته درروزنامه


تحلیل بنده:

عنوان کتاب " پر" نماد سبکی و لطافت و پاکی و خیال انگیز و ناپایدار یست

داستان با تمی مهیج پیش رفته وتمام صحنه هایش پراز احساس واشک وآه وبیان عواطف راوی ومعشوقش می باشد وبیان صحنه های صمیمی بین آن دو


انتقاداز مذهب کاتولیک که اجازه طلاق حتی درروابط بدون احساس هم داده نمی شود وشاید این لجام گسیختگی نهاد خانواده درحال حاضر درپاسخ به سختگیری آن روزهاست

احساس گناه مرد ازخیانت به همسرش باتوجیهاتی که حتی برای خودش هم قابل قبول نیست


تنهایی آدمهایی که به جبرروزگار کنارهم بعنوان زن وشوهر نمایش داده می شوند

واین تنهایی به شکل گیری روابط نامشروع ونامتعارف می انجامد


کاملا مشخص است که نویسنده یک زن بوده که تمام کتاب پراست از لحظات احساسی که خواسته پاک وعرفانی جلوه دهد، چرا که دردنیای نویسندگی مردانه ، تمام وجود یک مرد صرف احساس صرف نمی شود


بهرحال داستانیست عامه پسندازنوع داستانهای قرن 19 انگلیسی که بن مایه اش عشقی ممنوع است مثل آثارخواهران برونته چون جین ایر، بلندیهای بادگیر یا آثار جین اوستین


درکل کتابی نیست که چیزی برای آموختن داشته باشد

کتابهای زندانی

بررسی کتاب :روزی که می خواستند کتاب رادستگیر کنند

نوشته نت هنتاف

ترجمه کمال بهروز نیا

ناشر:درسا

خلاصه کتاب:

 مکان داستان دبیرستان جرج ماسون  دریک  ایالت آمریکا ست که مدیر مدرسه آقای مور بنابه درخواست بعضی ازدانش آموزان سیاهپوست قصد حذف کتاب هکلبری فین راازکتابخانه مدرسه دارد که با مخالفت کتابدار جدید الاستخدام خانم فیتز جرالد ، معلم مدرسه خانم نورا بینز وسردبیر روزنامه مدرسه بارنی  مواجه می شود

کتابدار قبلی خانم سالترز که به تازگی  کتابخانه مدرسه را ترک ودرجای دیگری مشغول بکارگردیده است معتقد است آقای مور بسیاری ازکتابهارا بنابه شکایت والدین  وبه بهانه محتوای نامناسب حذف وبعبارتی دستگیر وزندانی کرده است 

ووقتی خواسته کتابهای چارلز دیکنز را حذف کند با مخالفت خانم سالترز که همیشه همراهش بوده ، مواجه گردیده ، کتابدار بانقل بخشهایی ازانجیل ،آن را هم به نظر مسترمور نامناسب  دانسته وقصد افشای  دیکتاتوری حذف کتاب رادارد  که بالاخره مدیر حاضر به قبول شرایط کتابدار میشود واما چندی بعد باتوصیه نامه اش خانم کتابدار را به جای دیگری برای فعالیت معرفی می نماید که این به خواست خانم سالترز بوده

مسئله حذف کتاب هلکبری فین به تصمیم گیری کمیته مدرسه موکول میگردد که باوجود مصاحبه های تلویزیونی و ....بالاخره رای کمیته مبنی بر حذف کتاب از کتب کمک درسی ومطالعه آن منوط به اجازه نامه کتبی والدین دانش آموزان است

 تلاشهای بارنی سردبیر روزنامه وخانم نورابینز معلم و خانم کتابدار فیتز جرالد ناکام می می ماند


دربخشی ازکتاب ازمارک تواین چنین نقل می شود"بگذار حقیقتی رابگویم.وقتی کتاب فروش،کتابی ازمراطرد می کند ودرعین حال انجیل سانسورشده ای را دردسترس مردم قرار می دهد،به طوری که حتی دراختیار نوجوانان قرار می گیرد، از طنز وطعنه ناآگاهانه و عمیقی که دراین واقعیت است ،صمیمانه لذت می برم"


تحلیل بنده

دراین داستان که به عبارتی سانسور درهمه مقاطع وحتی درجامعه ای به اصطلاح آزاد درآمریکارابررسی میکند ،به اعلام نظرات گروههای مختلف درمقاطع سنی وشغلی وتحصیلی پرداخته می شود وروی این نکته تاکید مشخصی وجوددارد که آمریکا کشورآزادی اندیشه هاست وهمه رسانه ها و اندیشه ها آزادند

واین بحث که گاهی دموکراسی و اکثریت آراء باعث ایجاددیکتاتوری و محدودیت آزادی میگردد

همه آزاد اندیشان این داستان هم بطور کامل به آزادی اعتقادندارند مثل کتابدار سابق که قبلا درسانسور کتابها بامدیر همکاری میکند تازمانی که به کتاب ونویسنده مورد علاقه شخصی اش می رسد


واما هدف ازبحث درمورد این کتاب:

سالهابود که میخواستم این کتابراباعنوان جذابش بخوانم ووقت وتوفیق نبود وتا امروز

وقتی کتاب راخواندم ونقش فعال کتابدار جدید الاستخدام رادیدم ونقش منفعل وبسیار ...خودم وکتابدارانمان را که چندسال پیش ،زمان مدیریت قبلی نهاد ، لیستی ازکتب وجین را دادندوبدون هیچ اعتراضی وپرسشی ، همه لیست وکتابهاراحذف وکادوپیچ تقدیم مقامات بالایی دادیم ،

کتبی که صرفا بخاطر نام نویسنده واعلام نظردرمقطع زمانی خاصی حذف گردیدند وحال آن که ما مدرسه نبودیم وکتابخانه عمومی بودیم وبه اصطلاح"دموکراسی ترین جای جهان" چنان مغلوب مصلحت اندیشی عده ای بااعمال سلیقه شخصی درنهاد گردیدیم که حتی زحمت فکرکردن واعتراض هم نکشیدیم.ومثل همیشه حقیقت راقربانی مصلحت خویش نمودیم


ناراضی بودیم



روزگاری ناراضی بودم ازاینکه اعضا ومردم بیشتر به سمت مطالعه مجله ونشریات میرن که اطلاعات بسیار مختصر وسطحی روارائه میدن البته مجلات غیر تخصصی وعمومی


اما حالا باخیل عظیم شبکه های اجتماعی که نه تنها اطلاعات سطحی که اطلاعات غلط هم میدن وباچه سرعتی دارن منتشر میشن وچه کسایی باچه اهدافی وچه چیزی رو نشانه گرفتن مثلا همین  پوشش وحجاب


ایکاش نسل آینده ما اینگونه سطحی نگر نباشه ....